تبليغاتX
شوق رویش

« به نام پروردگار یکتا »

مقاله بیستم

امنیت

(بخش اول)

سلام

در مقاله ی قبلی درباره ترس کودکان نکاتی را مطرح کردیم. ترس در عدم امنیت شکل می گیرد؛ امنیت یکی از نیازهای اولیه و شاید اصلی ترین نیاز انسان است. اگر زیست (خوراک، پوشاک، مسکن) اولین نیاز انسان است، امنیت می تواند مهم ترین نیاز انسان باشد. موضوع ترس و علائم آن را قبل از امنیت مطرح کردیم چون والدین با علائم ترس فرزندان بیشتر آشنا هستند.

برای پیشگیری از ایجاد ترس های غیرطبیعی در فرزندان، باید امنیت کامل بر محیط زندگی آنان (به خصوص در شش سال اول) حاکم باشد. امنیت یعنی درک جزء از کل و اعتماد به حمایت کل از جزء، انسان به طور غریزی خود را ناتوان و نیازمند زندگی جمعی می داند. زندگی جمعی بر پایه ی غریزه شکل می گیرد و در این مورد انسان با حیوان مشترک است. فطرت خاص انسان است و بر پایه ی فطرت، انسان خود را جزئی از کل بی نهایت و نیازمند حمایت کل می داند؛ نیاز به حمایت کل علامت ناتوانی و حقارت نیست بلکه نشانه ی اتصال به قدرت بی نهایت است که حاصل آن امنیت کامل و احساس آرامشی است که بر روح و ذهن انسان حاکم می شود.

ترس غریزی یا وحشت از تنهایی برای سلامت جسم و بقاء نسل لازم است و انسان را به سوی زندگی جمعی سوق می دهد. اما ترس فطری به دلیل وحشت از تنهایی نیست بلکه نشانه جلال و جبروت نزدیک شدن به کل است. از این ترس در متون سنتی با عنوان خوف و رجاء یا بیم و امید یاد شده است و این دو همیشه با هم و لازم و ملزوم یکدیگر هستند و هرگز از هم جدا نمی شوند. حالت بیم و امید نیروی رشد معنوی انسان است و در رابطه ی فرزند و والدین عامل مهم شکل گیری امنیت و اعتماد و اساس و پایه ی ایمان در انسان است.

مراحل رشد امنیت، اعتماد و ایمان را از تولد تا 18 سالگی می توان به پنج مرحله تقسیم کرد. در این تقسیم بندی از نظریه ی «اریکسون» در رشد شخصیت نیز استفاده شده است.

مرحله اول: تولد تا یکسالگی = در این دوره مظهر قدرت کل برای نوزاد، مادر است و نگاه او به عنوان جزء به سوی مادر است. نوزاد امنیت را در حضور مادر جستجو می کند. در این مرحله نوزاد باید پیوسته در آغوش مادر باشد (در بیداری) و با اعلام هر نیاز مانند گرسنگی، خیس بودن، خستگی و نظایر آن ها بلافاصله و بدون درنگ نیاز خود را دریافت نماید. تأخیر در پاسخ به نیازها ناامنی و بی اعتمادی در کودک ایجاد می کند، (در این مورد مفصل در مجموعه دی وی دی نوزاد شرح داده شده). این مرحله در نظریه رشد شخصیت، امنیت و اعتماد در برابر ناامنی و بی اعتمادی نامیده می شود.

مرحله دوم: یک تا سه سالگی = در این دوره نگاه کودک با هدایت مادر به خود و توانائی های خویش برمی گردد و به آرامی از رشد توانائی های خود احساس امنیت کرده و به خود اعتماد می کند. مرحله دوم که از زمان چهاردست و پا رفتن آغاز می شود، شروع شکل گیری شخصیت در کودک است و مسئولیت پذیری نیز از همین زمان آغاز می شود. در این مرحله باید به کودک مسئولیت انجام کار داده شود البته با توجه به رشد سنی و توانائی جسمی او؛ و تلاش کودک برای انجام کار باید تأیید شود. این تأیید بدون قیدوشرط و بدون توجه به چگونگی انجام کار صورت می گیرد. پیام هایی مانند نکن، دست نزن، نمیتونی، هنوز کوچولوئی، جیز میشی، اوخ میشی و نظایر آن باعث کاهش اعتماد به نفس در کودک می شود؛ اگر به او اجازه ی تلاش ندهیم و تلاش او را تأیید نکنیم، از مرحله اول عبور نمی کند. در مرحله دوم رشد شخصیت کودک باید به آرامی صبر در برابر برآورده شدن نیازها را تجربه کند. مرحله ی دوم در نظریه رشد شخصیت، خودباوری در برابر شک نامیده می شود و آغاز شکل گیری اعتماد به نفس در کودک می باشد.

مرحله سوم: سه تا شش سالگی = در این مرحله نگاه کودک از خود به خانواده هدایت می شود و کودک علاوه بر مادر و خود، خانواده را نیز به عنوان کل می بیند، به افراد خانواده اعتماد می کند و از آنان کسب امنیت می کند. این مرحله آغاز یادگیری مهارت ارتباط در کودک است. در این مرحله کودک خود را پیدا می کند و به نوعی خودخواهی و خودمحوری می رسد. در این دوره تأیید و تشویق بدون قید و شرط باید متعادل شود. در این مرحله تأیید و تشویق بیش از حد و مبالغه آمیز باعث خودشیفتگی کودک می شود. برای ایجاد تعادل باید کار انجام شده ی کودک، توصیف شده و واکنش منطقی، طبیعی و متعادل از طرف والدین ابراز شود. اقتدار والدین در این دوره از رشد شخصیت بسیار مهم و تأثیرگذار است. در نظریه ی رشد شخصیت، این دوره ابتکار در برابر احساس گناه نامیده می شود و آغاز ایجاد عزت نفس در کودک است.

شاد باشید

محمود سلطانی

 

 


برچسب‌ها: رشد شخصیت, امنیت کودک
+ نوشته شده توسط شبنم در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 و ساعت 10 |

«به نام پروردگاریکتا»

مقاله نوزدهم

ترس کودکان

ترس کودکان یکی از شایع ترین اختلالات رفتاری است که اغلب کودکان به آن دچار می شوند؛ ترس ریشه ی بسیاری از ناهنجاری های رفتاری انسان از کودکی تا بزرگسالی است. ترس یک احساس غریزی و مانند سایر احساسات برای تعادل و خوشبختی انسان آفریده شده است. ترس طبیعی و واقعی، واکنش درونی انسان در برابر خطر بیرونی است و در انسان و حیوان مشترک می باشد.

ترس طبیعی دیگر که فقط در انسان وجود دارد، ترسِ بر پایه ی فطرت است؛ در خطرهایی که شخصیت، حیثیت و منزلت انسان را تهدید می کند مانند هتک حرمت، گناه، آلودگی های اخلاق و نظایر آن، به وجود می آید. هر خطری که بقاء و سلامت و حیثیت انسان را تهدید کند موجب بروز ترس می شود. در این موقعیت ترس به عنوان محرک و منبع انرژی عمل می کند تا انسان بتواند آن خطر را دفع کند یا از آن فاصله بگیرد. با برطرف شدن منشأ خطر، ترس نیز از بین می رود. این ترس طبیعی، سازنده، قانونمند، لازم و ضروری است.

مسئله ای که انسان را در تمام طول زندگی آزار می دهد ترس های غیرطبیعی، غیرضروری و مخرب است که در ذهن به وجود می آیند و چون منشأ واقعی ندارند به صورت توهم ذهنی همیشگی می شوند. نتیجه این که ما با دو نوع ترس روبه رو هستیم:

1-    ترس واقعی و طبیعی –  ترسی که برپایه ی غریزه و فطرت شکل گرفته و هشدار دهنده است تا از حریم خویش مراقبت نماییم، این ترس پایه ی اصلی شجاعت است و اگر حذف شود تهور به وجود می آید که ریشه طغیان در سنین نوجوانی و جوانی است. درباره ترس طبیعی و کاربردهای آن در زندگی در فرصتی دیگر گفتگو خواهیم کرد

2-    ترس غیرطبیعی و ذهنی – نگرانی های ذهنی در حقیقت ترس از موهوم می باشند که هیچ منشأ واقعی نداشته و مانند صدایی آزار دهنده همیشه همراه انسان است. ریشه این ترس ها در نوزادی شکل می گیرد، احساسات نوزاد در زمان تولد کامل است، شادی، ترس، خشم و غم برای او آشنا است امّا سیستم تعقل و فکر در او ناقص است. نوزاد بسیار ضعیف و آسیب پذیر است، فقط در آغوش مادر احساس امنیت می کند، به آرامش می رسد و ترس های او کاهش می یابد. در این باره در مجموعه دی وی دی مادرباردار و نوزاد توضیح مفصل داده شده است.

ترس نوزادی ترس قبل از تعقل است و در عمیق ترین لایه های ناخودآگاه او جای می گیرد که با هیچ منطق و استدلال عقلی کاهش پیدا نمی کند. ناامنی نوزاد در سال های کودکی به دلیل روش های رایج فرزندپروری (استفاده از ترس برای تربیت) تشدید می شود. همراه این ترس بی اعتمادی نیز در کودک شکل می گیرد (نظریه ی اریکسون). ترکیب ناامنی و بی اعتمادی در کودک باعث می شود او یک حصار بسته ذهنی برای خود به وجود آورد تا در آن حصار ذهنی احساس امنیت نماید، این حصار و قلعه ی تنهایی که حاصل ناامنی کودکی است، منشأ اصلی همه ترس های  غیرطبیعی و ذهنی انسان در طول زندگی خواهد شد. مسایلی مانند وسواس، افسردگی، پرخاشگری، عناد، خشم، سوءظن، نگرانی، ناامیدی، بدبینی و ... ریشه در احساس تنهایی و ترس از تنهایی دارد.

چه کنیم؟ مثل همه ی مسایل ابتدا پیشگیری، بعد درمان

مهم ترین عامل پیشگیری و درمان ترس کودکان اقتدار والدین است، تعادل بین قدرت و لطافت و پرهیز از خشونت؛

قدرت: همان طور که در گفتگوی قبل اشاره شد قدرت یعنی داشتن اصول و احترام به اصول معنوی (بینش) و کسب دانش والدینی (روش)، به عبارت دیگر والدین قدرتمند و آگاه، مفهوم زندگی، هدف زندگی و روش های دستیابی به آن هدف را می شناسند، برای رسیدن به اهداف خود برنامه کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت دارند. پایه های ایمان و اعتقاد معنوی خود را محکم می کنند و با مطالعه مستمر دانش والدینی خود را به روز نگه می دارند.

لطافت: در قدرت عقل بر احساس مقدم است و در لطافت احساس بر عقل، لطافت یعنی تجلی آرامش، شادی، زیبایی همراه با قدرت در گفتار و رفتار پدر و مادر.

به بیان دیگر اقتدار یعنی آزاد بودن فرزندان و مدیریت آن ها در یک چهارچوب مشخص تربیتی.

اقتدار یعنی رعایت حریم و حرمت همه افراد خانواده، توجه داشته باشیم اقتدار در خانواده فقط برای پدر و مادر نیست، فرزندان هم باید اقتدار را از والدین یاد بگیرند و مقتدر باشند.

نکته مهم: هرگونه خشونت در رفتار والدین با هم و با فرزندان، ترس را در آنان تشدید می کند و در نقطه مقابل هر گونه بی عملی و تزلزل در مقابل کودکان نیز باعث ناامنی و اضطراب آنان می شود.

در گفتگوی بعد درباره چگونگی ایجاد امنیت صحبت خواهیم کرد.

شاد باشید

محمود سلطانی

+ نوشته شده توسط شبنم در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 18 |

«به نام پروردگاریکتا»

مقاله 18

اقتدار والدین

در گفتگوهای گذشته به نیازهای اولیه کودک، اهمیت تأمین این نیازها در شش سال اول زندگی و تأثیر آن بر قدرت یادگیری و رشد شخصیت کودک اشاره کردیم. نیازهای اولیه در فضای خانواده و توسط پدر و مادر تأمین می شوند و پیش نیاز اولیه در تأمین آن ها، اقتدار والدین است.

·        اقتدار یعنی ترکیب متعادل قدرت و لطافت.

قدرت: داشتن اصول و ارزش های محکم برای زندگی، ایمان به آن ها و ایستادگی در رعایت آن ها است.

لطافت: آرامش، شادی و مهربانی در ایستادگی و ثبات قدم در اصول و ارزش ها است.

به این مثال توجه کنید، برای ایجاد ساختمان محکم و استوار از بتون استفاده می کنیم، بتون سیال است و میل به حرکت دارد، برای شکل گیری ستون ها باید قالب هایی تعبیه کنیم تا بتون در این قالب ها شکل بگیرد. قالب باید محکم و مقاوم باشد تا بر اثر فشار بتون متزلزل نشود، اما سطح آن باید صاف و صیقل باشد تا بتون در تکیه بر قالب آسیب نبیند. فشار بتون و استحکام قالب باعث شکل گیری ستون و در نتیجه استحکام ساختمان می شود. شخصیت کودک مانند ساختمانی در حال ساخته شدن است، اگر قالب بی دلیل کوچک و ضعیف باشد، ساختمان کوچک و ضعیف شکل می گیرد و اگر بدون دلیل بزرگ و بی قاعده باشد، ستون و ساختمانی شکل نخواهد گرفت. اقتدار والدین قالب، و رشد فرزند بتون است. هماهنگی اقتدار (قالب) و رشد کودک (بتون) زیربنای شکل گیری ساختمان شخصیت فرزند است.

توجه به دو نکته مهم و ضروری است:

نکته اول – تقدم و تأخر قدرت و لطافت در پدر و مادر متفاوت است، در مادر لطافت و در پدر قدرت مقدم است.

اقتدار پدر = قدرت + لطافت                                    اقتدار مادر = لطافت + قدرت

نکته دوم – هرکدام از دو عامل قدرت یا لطافت به هر دلیل ضعیف شده یا حذف شود، به همان نسبت خشونت جایگزین خواهد شد. درباره انواع خشونت ها در زمان مناسب گفتگو خواهیم کرد.

عوامل تضعیف اقتدار:

-         احساس گناه ، این احساس همراه با نگرانی از آینده، والدین به خصوص مادران را به شدت متزلزل و اقتدار آنان را کاهش می دهد. تنوع منابع رفتار با کودک و رسانه ای شدن علم تأثیر مهمی در تشدید این نگرانی دارد. والدین خود را در به وجود آوردن فرزند مقصر می دانند و برای جبران این تقصیر به منابع مختلف متوسل می شوند تا لااقل با تربیت بهتر فرزند خود بخشی از این احساس گناه را جبران کنند. اگر شما جزو این گروه از والدین هستید، توجه داشته باشید که این احساس هیچ ربطی به نقش پدری یا مادری شما ندارد، این احساس از دوران کودکی حتی نوزادی همراه ما است. احساس گناه امری است که از کودکی تا کهنسالی دامنگیر اغلب انسان ها می شود.

-         وسواس علمی، یکی از ویژگی های زمان ما، رسانه ای شدن علم است. رسانه ای شدن علم یعنی انبوهی از مطالب مختلف علمی به شکل کوتاه و ناهماهنگ در اختیار عموم مردم قرار گیرد.

همان طور که اشاره شد رسانه ای شدن علم یکی از عوامل اضطراب و نگرانی والدین است. به عنوان مثال علائم بیماری اوتیسم و بیش فعالی که در رسانه ها بیان می شود، کم و بیش در همه ی کودکان به چشم می خورد؛ والدین با مشاهده سطحی این علایم نگران شده و به کارشناسان و منابع متعدد و متفاوت رجوع می کنند و با دریافت اطلاعات متفاوت و بعضی اوقات متناقض، دچار سردرگمی شده و اقتدار خود را از دست می دهند.

مسئله ی دیگر مطالعه ی کتاب های مختلف درباره ی کودکان است که هر کدام بر پایه ی یکی از رویکردهای رفتار با کودک نوشته شده است و والدین بدون توجه به بینش های متفاوت این رویکردها، از راهکارهای متفاوت بیان شده استفاده می کنند و دچار سردرگمی و اضطراب می شوند.

توجه داشته باشید تکیه بر غریزه و فطرت مادری و پدری مهم ترین عامل فرزندپروری صحیح است. مادر و پدری که بر اساس فطرت خدادادی خود عمل می کنند، کمتر دچار اشتباه می شوند و در صورت رفتار اشتباه، در کوتاه ترین مدت و به بهترین نحو آن را جبران می کنند. ما به یافته های علمی فرزندپروری اعتقاد کامل و راسخ داریم اما آن ها را مکمل فطرت،  نه جایگزین آن می دانیم.

-         رفتارهای تکرار شونده ی فرزند، مانند ناخن جویدن، شب ادراری و نظایر آن ها را رفتارهای تکرار شونده می نامیم که باعث نگرانی والدین و کاهش اقتدار آنان می شود. بیشتر این رفتارها ریشه در روحیه و رفتار والدین دارد که با ایمان به فطرت الهی انسان و غریزه مادری و پدری همراه با کسب دانش والدینی و با کمک کارشناسان و مشاوران باتجربه به آسانی قابل پیشگیری و درمان هستند.

 

·        عوامل تحکیم اقتدار:

1-    ایجاد ساختار ارزشی با تکیه بر اصول اخلاقی در خانواده، ارزش هایی مانند احترام، مسئولیت، سادگی، سپاسگزاری و ... اعتقاد به این ساختار و رعایت آن در عرصه های مختلف زندگی.

2-    احترام فردی – رعایت حریم و حرمت همه اعضاء خانواده به خصوص در ارتباط کلامی، پرهیز از توهین، پرخاش، شوخی های رکیک، سرزنش و تحقیر؛ توجه داشته باشیم حرمت شکنی در محیط خانواده، اقتدار همه افراد خانواده را کاهش می دهد.

3-    معرفت والدینی – رشد و گسترش معرفت والدینی(آگاهی و دانایی)؛ آگاهی از اصول و ارزش ها (سنت)، اطلاع از روش ها (علم). در این مورد توجه به منابع و چگونگی استفاده از آن ها بسیار مهم است.

4-    بردباری – فرزندپروری یک مسئله ی راهبردی است و نیاز به صبوری و برنامه ریزی مداوم و طولانی دارد.

5-    تفاهم والدین – هماهنگی والدین با هم و توجه به نقش مکمل (پرستاری - حمایت). در مورد نقش پدر و مادر در گفتگوهای 7 و 8 توضیح داده شده است.

شادباشید

محمود سلطانی

+ نوشته شده توسط شبنم در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 و ساعت 14 |

 « به نام پروردگار یکتا »

گفتگوی هفدهم

به بهانه سال نو

سلام، سال نو بر همگان مبارک باد؛ صمیمانه امیدوارم سال جدید سالی سرشار از شادی، موفقیت و برکت برای همه ی خانواده ها باشد. به بهانه سال نو مروری کوتاه بر مطالب سال گذشته و نیم نگاهی به مطالب آینده خواهیم داشت.

از اواسط سال گذشته با همت شبنم به عنوان یک مادر حامی وبلاگ «شوق رویش» و گفتگوهای آن آغاز شد. شوق رویش عنوان طرحی برای مادرباردار و نوزاد است و قرار بود گفتگوها حول محور مادر باردار و نوزاد باشد، در مسیر حرکت، مطالب مختلفی درباره ی کودک، والدین و خانواده مطرح شد و نوعی بی نظمی در ارایه مطالب به وجود آمد. این بی نظمی دلایل متعددی داشت که ذکر آن ها نه به خاطر توجیه بلکه به دلیل بررسی مجدد برای ایجاد نظم بیشتر در ارایه ی مطالب است.

·        دلیل اول- طرح شوق رویش بر اساس نظریه هوش متعادل طراحی شده است که این نظریه خود حاصل سال ها کار مداوم در ارتباط با خانواده، رفتار با کودک و بازی کودکان می باشد. در طول این سال ها انبوهی از مطالب مختلف گردآوری شده است که بخشی از آن ها به صورت لوح فشرده (dvd)، جزوه و کلاس مستند شده و بخشی از آن ها هنوز ذهنی و مستند نشده باقی مانده است. انتخاب مطلب به صورت منظم و هفتگی مشکل و اولین دلیل این بی نظمی است.

·        دلیل دوم – اکثر قریب به اتفاق مطالبی که درباره کودک در اختیار خانواده ها قرار دارد ترجمه مستقیم از متون غربی است و یا تألیف بر اساس آموزه های علمی در غرب است. ما از روش های فرزندپروری در کشورهای شرقی مانند هند و چین و ژاپن و غیره بی اطلاع هستیم. متون ترجمه شده از منابع غربی دو ویژگی دارند: 1- جزئی نگر هستند و بیشتر کودک را از منظر روانشناسی و در شکل رویکردهای متفاوت بررسی می کنند. 2- این رویکردها به دلیل نگرش های متفاوت، نظریه های متفاوت و حتی متضاد دارند. امروزه در جهان حدود پنجاه رویکرد رفتار با کودک وجود دارد که حدود ده رویکرد آن جامع و در بسیاری از کشورها رواج دارند. رویکردهایی مانند: رفتارگرا، شناخت گرا، انسان گرا، گشتالت و ... کتاب های تألیف شده بر پایه ی این رویکردها با هم هماهنگ نبوده و والدین را دچار آشفتگی و تعارض ذهنی می کنند. انتخاب مطالب علمی تأیید شده در این رویکردها، تلفیق و هم آهنگی این مطالب با متون سنتی امری است که به دقت، بردباری و وقت زیاد نیاز دارد.

·        دلیل سوم – متون سنتی ما کلی نگر و جامع نگر هستند به همین دلیل در اولین مراجعه به این متون مطلب خاصی درباره کودک و فرزندپروری به چشم نمی آید ولی در ادامه ی بررسی ها متوجه می شویم که متون سنتی ما سرشار از نکته های بدیع درباره «انسان» است؛ انسانی که زمانی کودک، دورانی نوجوان و جوان و دوره ای نیز سالمند است. انسان ها از تولد تا کهنسالی نیازهای مشترک و نیازهای خاص دوران خود را دارند. متون سنتی در مورد فرزندپروری احتیاج به اجتهاد و برداشت جدید دارند؛ ما تلاش می کنیم با کمک علم به این امر مهم دست یابیم.

·        دلیل چهارم – فشردگی برنامه و کارهای جاری در کنار سه عامل دیگر باعث بی نظمی مطالب در سال گذشته بوده. امیدواریم در سال جدید با همکاری والدین علاقمند بر مشکلات غلبه کنیم و به طور منظم و با استفاده از متون سنتی و منابع علمی، مطالبی درباره ی دانش فرزندپروری مطرح کنیم.

تلاش می کنیم برای هر نکته عنوان مشخصی انتخاب کنیم، بخش نظری آن را توضیح دهیم، چگونگی و راهکارهای علمی را مطرح کنیم و با مثال های عینی و عملی مطالب را کاربردی نماییم.

از همراهی شما در سال گذشته سپاسگزاریم و همچنان محتاج دعای خیر، انتقاد و راهنمایی شما هستیم. یاری خود را از ما دریغ نکنید.

شادباشید

محمود سلطانی

+ نوشته شده توسط شبنم در یکشنبه بیستم فروردین 1391 و ساعت 20 |

سال نو مبارک

 

با آرزوی بهترین ها و سلامتی و شادی برای شما

+ نوشته شده توسط شبنم در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 و ساعت 10 |